پرويز اذكائى

131

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

3 . متون علمى - ( مدخل اوّل ) وقتى هيچ اثر مكتوب علمى از عهد مادان يا هخامنشى سراغ نداريم تا نام ببريم ، لا بدّ باز بايد به همان دليل كذايى - كه همهء مورّخان آورده‌اند - تشبّث نماييم كه تمام نوشتارها و كتابهاى آن دوران - بنا بر مشهور - در پى تازش اسكندر مقدونى از ميان رفته است . مؤلّفان اروپايى كتاب « تمدّن ايرانى » كه ممكن نيست مثل ما نويسندگان ايرانى مظنون به « حميّت ملّى » و « ايرانيّت » و از اين قبيل تمايلات باشند ، واقع امر چنين بر آنان به تحقيق پيوسته كه اگرچه نمىتوان به علّت فقدان مدارك ، سهم ايرانيان را در علوم [ جهان ] دورهء هخامنشى معيّن كرد ، دست‌كم مىتوان گفت كه ايران در تاريخ علوم از اين حيث كه در مقابل دانش يونانى ، تمام علوم مشرقزمين را جمع‌آورى كرده همانا سهم بسيار مهمى در پيشرفت علوم قديم داشته است . « 1 » اما بهتر است كه تأييد اين نظر هم از اقوال مورّخان علم نموده آيد ، چنان‌كه مثلا جورج سارتون در اين خصوص گويد كه دو چيز از نظر افتاده ؛ و در فهم علم باستانى - چنان‌كه بوده - اختلافى ايجاد كرده است . امر نخستين مربوط است به تصوّر ناروايى كه دربارهء علوم شرقى رواج دارد . اين فكر بسيار كودكانه است كه انسان چنان تصوّر كند كه علم با يونان آغاز شده است ، بر « معجزهء » يونان هزاران سال كار مصر و بين النهرين و احتمالا سرزمين‌هاى ديگر مقدّم بوده است ؛ و علم يونان بيشتر جنبهء تجديد حيات داشته است تا جنبهء « اختراع » « 2 » . همو در فصل دوم از « مدخل » معروف خود كه آن را « سپيده دم معارف ايرانى » ( سدهء 7 ق . م ) نام كرده [ - عهد مادى ] گويد كه سدهء هفتم در همه جا جز احتمالا در ايران و آشور ، بيش از آنچه عصر رشد و فعّاليّت اصيل باشد ، عصر آمادگى و انتقال بود . اگر

--> ( 1 ) . تمدن ايرانى ( اثر چند تن از خاورشناسان ) ، ترجمهء عيسى بهنام ، ص 95 . ( 2 ) . تاريخ علم ، ترجمهء استاد احمد آرام ، مقدمهء مؤلّف ، ص يازده .